تبليغاتX
دُر سنگ علی مرتضی است در نجف اشرف

دُر سنگ علی مرتضی است در نجف اشرف

ذات هنر مثل سنگ دُر می درخشد

گفتند: ای شیخ !
دلهای ما خفته است چه کنیم که سخنان تو در آن اثر کند ؟
گفت : کاش خفته بود؛ که خفته را بجنبانیش بیدار می شود ،دلهای شما مرده است که هر چه بجنبانیش بیدار نمی شود !

تذکره الاولیاء - باب شیخ حسن بصری

del hayeh mordeh

نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 21:44 توسط امین چ| |
مردی به لطافت باران می بارید نه بر زمین خاکی که تو گویی در آسمان ها هم نم باران او را حس می کردی .... ما که ندیدیم اما آنان که از آسمان آمده بودند برایمان تعریف کردند که آن مرد در آسمان ها بیش از زمین خواهان دارد !!

مرد سال ها در وسعت این کره خاکی بارید ، نه او که برایمان گفته اند که پدر و مادر و برادر و خواهر و جدش نیز بر این مردم باریده بودند ...
رقیه (س) - دختر باران


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 7:57 توسط امین چ| |
کوفه انگار که نسبت به تو احساس نداشت
باغ ها ظرفیت عطر گل یاس نداشت

ریشه غفلت کوفه به کجا ها نکشید
که سفیر پسر فاطمه را پاس نداشت

کوفه از بس که نگاهش به حرام عادت کرد
چشم دیدار تو و مسلم و عباس نداشت

 یادشان نیست تو را بس که نمک نشناسند
گویی این شهر جفا عاطفه بشناس نداشت

 

 

نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387ساعت 22:9 توسط امین چ| |

دلم برای شب های یوسف آباد تنگ شده است ... به رسم علاقه تا دیر وقت مثل کاسب های خانه زاد چراغ کافه کتاب روشن بود و اهالی ادب که تازه 10 و 11 شب به عشق پیاده روی پا در سنگ فرش ها و موزائیک های لق و لوق خیابان یوسف آباد می گذاشتند مشتری پر و پا قرص و آخر شبی ما می شدند و ساعت ها در مورد کتاب ها و نویسنده ها بحث می کردند ...چه شب های بود آن شب ها ...

برخی از این بحث های ادبیات داستانی آنقدر شیرین میشد که گاهی زمان یادمان میرفت و به خود که می آمدیم میدیدیم که آب اناری یوسف آباد که از همه دیر تر چراغش خاموش می شد ساعت ها بسته است ولی کافه کتاب هنوز چای و قهوه اش داغ داغ !


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 23:56 توسط امین چ| |
آخر یه روز شیعه برات حرم می سازه

                              حرم برای تو شه کرم می سازه

آخر برات یه گنبد طلا می سازیم

                           شبیه گنبد امام رضا(ع) می سازیم

امام حسن مجتبی (ع)

به کوری عایشه و دشمن حیدر

                         بقیع تو آباد میشه گل پیمبر (ص)

سر مزارت ضریح طلا می سازیم

                            مثل ضریح شش گوشه بهش می نازیم

آخر یه روز ضریح تو بغل می گیرم

                          حسن حسن می گم پای ضریح می میرم

پنجره فولاد می سازیم حاجت بگیریم

                                دخیل می بندیم بدونیم برتو اسیریم

سقا خونه بنا کنیم با شور و احساس

                               سر قبر ام البنین مادر عباس (ع)

آقام میاد و میگیره تقاص زهرا(س)

                            آباد میشه مدینه با قدوم مولا

 

 

نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 15:10 توسط امین چ| |

سارا زیباکلام
 

احمد دهقان نامی شهیر است در زمینه ادبیات و نویسندگی آنهم از نوع «دفاع مقدس»اش. او قلمی قوی دارد. آنقدر قوی که می توان نوشته هایش را – بخصوص «سفر به گرای 270 درجه » را- شاهکاری خواند زنده و مجسم و از جمله معدود نوشته هایی که حماسه را با تمام جزئیات در دفاع هشت ساله مان ترسیم می کند. شیوه نوشتاری اش سریع است با جملاتی کوتاه و بریده بریده که باعث می شود هرچند او به ریز جزئیات می پردازد و صحنه ها را با جزئی ترین حرکات و وقایع توضیح می دهد، اما سرعت داستانش به نظر تند آید و خستگی ناپذیر. او بدون تحت تأثیر قرار گرفتن هیجانات شخصی اش می نویسد و بر نوشته هایش مسلط است. به نظر می رسد که دقیقا می داند خواننده راباید از چه مسیرهایی عبور دهد و با خود همراه سازد تا مخاطب هر آنچه دیدنی است را بخواند و هیچ چیز از نظرش غائب نماند. آنچه مسلم است در اکثر نوشته هایش، دهقان، یک اصل را حاکم ساخته است:


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 17:20 توسط امین چ| |

 

 

«محمد رضا زائری» ( معروف به حاج آقا زائری سردبیر سابق همشهری و صاحب امتیاز مجله خیمه .وی از آن آدمهای سینه سوخته فرهنگی است که در حال حاضر در لبنان طی طریق می کند ...)

 

 

همه دروغ می گویند هم آمریکا و هم جمهوری اسلامی  اما این کجا و آن کجا؟

     آمریکا به اقتضای تجربه و تخصص رسانه ای و البته سر سوزنی عقل و شعور انسانی با سرعت و دقت و صداقت در خبرهای بی اهمیت و پیش پا افتاده مشروعیت برای منابع خبری خود ایجاد می کند و جمهوری اسلامی به خاطر حماقت ونادانی یک مسئول دست هفتم مدیریت فلان سازمان بهمان گاهی در کوچکترین مسائل هم با مردم روراست  نیست و لذا مردم معمولا به رادیوی خارجی بقال محل  و حرف های خاله زنکی خانم همسایه بیشتر اعتماد می کنند تا به خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی و خطبه نماز جمعه و ... چرا که  درهمه اش ملاحظاتی بی دلیل و بی اساس به خیال  حفظ نظام می بینند گویی نظام با خبر دستگیری یک فرمانده نیروی انتظامی از هم می پاشد!

    هم آمریکا دروغ می گوید هم جمهوری اسلامی با یک تفاوت : آمریکا کوپن دروغگویی خود را برای  چیزهای بزرگ هزینه می کند و جمهوری اسلامی اعتبارخبری خود را برای چیزهای کوچک ضایع می سازد .

    آمریکا می گوید می خواهم دموکراسی منتشر کنم ودروغ می گوید اما چون در چیزهای کوچک همیشه راست گفته مردمش دروغ بزرگ را باور می کنند و او به ادعای سلاح کشتار جمعی جنگ ویرانگر عراق را آغاز می کند. آمریکا می گوید القاعده تهدیدی برای امنیت بین المللی است در حالی که اصل القاعده را خودش درست کرده اما چون در چیزهای کوچک راست گفته مردمش دروغ بزرگ را باور می کنند و او به افغانستان حمله می کند و ....

    جمهوری اسلامی می گوید برای ایران عزت و استقلال حاصل کرده ام و از یوغ بردگی بیگانه نجاتتان داده ام و راست می گوید اما چون در چیز های کوچک و بی ارزش با مردم صادق نبوده برای قانع کردن مردم باید زور بزند .

    جمهوری اسلامی می گوید انرژی هسته ای نیاز مسلم و حق طبیعی و سبب عزت ماست و راست می گوید اما چون در چیزهای کوچک دروغ گفته بعضی از مردم به سختی درستی این ادعا را می پذیرند

   همه دروغ می گویند اما با این تفاوت :

    در آمریکا اگر یک سناتور دزدی کند اگر یک کشیش به کودکان تجاوز نماید اگر حتی رئیس جمهور با کارمند ش بخوابد و... اعتبار و مشروعیت کل نظام شان را برای نجات یک سناتور هزینه نمی کنند واز جیب آبروو حیثیت کیان آمریکا به ماله کشی و رفع و رجوع خطای او نمی پردازند

    اما در ایران اگر یک عضو شورای نگهبان یا یک نماینده مجلس خبرگان یا حتی یک فرمانده جزء نیروی انتظامی خطایی کند همه حیثیت کشور و اعتبار نظام و آبروی رهبر وبدتر و بالاتر از همه اعتقادات دینی مردم برای نجات احتمالی سردار فلان و حجت الاسلام بهمان هزینه می شود!

    همه مردم در کوچه و بازار و اس ام اس موبایل و توی مترو و تاکسی از افتضاح فلان  فرمانده نیروی انتظامی حرف می زنند و ... و آن وقت منابع رسمی  نظام جمهوری اسلامی یک روز تکذیب می کنند و یک روز می گویند در دست بررسی است و گاهی هم اصلا به روی خودشان نمی آورند و ... انگار نه انگار که مردم همه کاره اند و به اعتبار اجازه آنان شما چند روزی مسئولیت دارید و بدتر اینکه گاهی این برخوردهای خبری چنان توهین آمیز می شود که انگار مردم ایران مشتی حیوانند و هیچ نمی فهمند و...

     حالا ای کاش قضیه فقط نادانی صدا و سیما و نهادهای رسمی خبری در حوزه سیاست بود ... بدبختی این است که از روضه امام حسین تا عید غدیر و آیات قرآن همه را با هم می آمیزند وبا باور رنگ باخته بخشی از نسل جوان بازی می کنند و حتی در عرصه سیاست تنها برگ هنوز اندکی  باقیمانده یعنی ولایت فقیه و رهبری فهیم و تنها را برای پوشاندن بی عرضگی و ناتوانی خود هزینه می کنند و ...

در ماجرایی مانند انفجار شیراز این موضوع دوباره به چشم آمد: مردم بعد از ساعت ها سکوت از حادثه تصادفی بودن انفجار یک کپسول گاز تا توطئه بیگانگان و از آسیب های جزئی تا کشته و زخمی شدن صدها نفر را شنیدند! چه چیز را باور کنند؟ یکی نیست بگوید برادران بزرگوار وقتی تمام اهتمام نیروهای انتظامی و امنی شد دستگیری چند جوان در یک زیرزمین و بعد اعلام افتخار آمیز خبر ضبط آلات موسیقی آنها و  ... وقتی تمام مشکل آقایان شد اندازه روسری خانم ها معلوم است نخ از دست در می رود و ...

 

نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 20:20 توسط امین چ| |

دیری است شب نشسته و فردا نمی شود
چشمی به سمت روزنه ای وا نمی شود
ما بسته ایم بسته به زنجیر یکدگر
رفتن از این ستمکده تنها نمی شود
هرگز به مقصدی که بخواهد نمی رسد
آن قطره ای که ساکن دریا نمی شود
این نکته واضح است که تغییر سرنوشت
با کاشکی و شاید و اما نمی شود
شرط رها شدن خرد و عشق و همت است
این چیزها که ساده مهیا نمی شود
حق را به زور تیغ و تبر می توان گرفت
با رندی و تعارف و این ها نمی شود
جاهل خیال کرده که تطمیع عاشقان
با مکرو حیله می شود اما نمی شود
پشتی که راست شد به مدد خواهی از علی
نزد غرور کج صفتان تا نمی شود
ساقی به جام عدل بده باده چون گدا
این بار خام وعده ی فردا نمی شود
گرچه نژاد و اصل همیشه ملاک نیست
هر بی پدر که تالی عیسا نمی شود
خشت نخست حضرت معمار ! کج منه
دیوار کج که تا به ثریا نمی شود .

سید عبد الجواد موسوی

نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 20:18 توسط امین چ| |